شمس سراج عفيف
319
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
روز دور پره مستقيم ميداشت - و هرروز درون دور پره شگار ميباخت * * بيت * بر صيد « 2 » چو كرد شهسواري * * بر نام نماند يك شكاري الحاصل چون آن شهريار كامل درين كار شكار پرهاي انواع جنس كرده اين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف بيان هريك پره عليحده نبشت - تا پندى باشد مر خردمندان را - افسانهء پرهء گورخر و گورخر در زمين جنگل مىباشد - و اينچنين مقام بحكمت حضرت علام ميان ديبالپور و سرستي است - دران زمين بيشتري بيآبيست ميان چند كروه هرجانب خرابه - و اگر صد گز زمين بكاوند بعده روي آب بهبينند - و اگر مسافري و يا راهگذري در هواي تابستان راه غلط كند از غايت بىآبي و نهايت اضطراري جان بجانده دهد زيراچه آب به غير منزل جائى ديگر نيست - و خصال گورخرست كه در مقام بىآبي باشد - در محلي آرام گيرد كه در حريم آن بقعه و نواح آن رقعه هشتاد كروه آب نبود - و خرابه باشد - و قانونى است كه چون « 3 » گورخران تشنه ميشوند هشتاد كروه زمين قطع كنند - و در محل آب روند - و آب بخورند - و باز در مقام آرام بيايند - و شكار گورخر كرده نشود مگر در هواي تابستان - زيراچه در تابستان گورخران يك جا مقام ميگيرند - و در هواي زمستان و برشكال البته متفرق ميشوند
--> ( 2 ن ) هرچند چو دور شه سواري * ( 3 ن ) كه گور ران ار جائي كه مينشينند هشتاد كرده *